نوروز و بادهنوشی
سیزده صفحه از کتابِ معروفِ «راحةالصدور و آیة السرور در تاریخِ آلِ سلجوق» فصلی است به نامِ «فصلٌفیا...
صبح روز ۲۲ اردیبهشت ۱۳۰۲ در اطاق کوچک خود در حالتی که با خیالات گوناگونی دستبهگریبان و در کشمکش بودم نشسته، بهت اندوه نامعلومی احساسات مرا کاملاً تحت تسلط کشیده بود. از سرعت ضربان قلبم حدس میزدم حادثهی غیرقابلاحترازی به من رو خواهد آورد. آنچه در قوه داشتم کوشش میکردم بلکه گریبان خود را از دست این خولیای موهوم رها سازم فایده نداشت.
سیزده صفحه از کتابِ معروفِ «راحةالصدور و آیة السرور در تاریخِ آلِ سلجوق» فصلی است به نامِ «فصلٌفیا...
با توجه به موج روزافزون مهاجرت ایرانیان به کانادا، تلاش برای حفظ زبان مادری هم بیش از گذشته در بین ا...
فقط این نبود که زمستان تورنتو سرشار از مه و برف است و میشود با آرامش در گرمای خانه لم داد و از برف ...
باد، کولاک برف را به دیوارهای رستوران میکوبید و از دور صدای زوزهی گرگها را با خود میآورد، اما دا...
یکی از مهمترین آثار بهجامانده از مجموعهی نمایشنامههای سنسکریت و بیگمان پُرآوازهترینِ آنها نمایش...
در این صفحه شعرهایی از نیما نیا، شاعر نقاش کنشگر کوئیر، علی فومنی، سپیده کوتی، مهران راد، محسن خیمه...
«دوار»، رمانی است که به رابطهی تن و محیط، فراوان میپردازد. در این کتاب، جغرافیا در جایی بیرون از م...