نگاهی به نخستین اثر بلند سینمایی قصیده گلمکانی در TIFF

«سر به سر»؛ کمدی ابسوردِ وارونگی جنسیتی یا گامی به پس؟

نقد مصطفی عزیزی بر فیلمی که مردان را در موقعیت حجاب اجباری قرار می‌دهد

«سر به سر»؛ کمدی ابسوردِ وارونگی جنسیتی یا گامی به پس؟

پنجاه‌ویکمین جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو (TIFF) میزبان نخستین نمایش جهانی فیلم بلند سر به سر (Head to Head) به نویسندگی و کارگردانی قصیده گلمکانی بود؛ اثری مستقل و محصول مشترک ایران و آلمان که با ساختاری شبیه به مستندنما (Mockumentary) و کمدی سیاه، ایده جسورانه اجبار مردان به پوشیدن دامن و حجاب اسلامی را به تصویر می‌کشد. قصیده گلمکانی که پیش از این با ساخت مستندها و فیلم‌های کوتاهی نظیر «برسون» و «بند باز» و همچنین تالیفات آکادمیکش در دانشگاه سوربن شناخته می‌شد، در این فیلم به سراغ ساختار شبه‌مستندِ «فیلم در فیلم» رفته است. مصطفی عزیزی، نویسنده و منتقد سینما، در این یادداشت اختصاصی برای «هفته»، این اثر را از منظر تناسب فرم با ایده، بازیگری و جایگاه زمان‌شناسی آن پس از تحولات اجتماعی اخیر ایران به نقد کشیده است.

 

 

نویسنده: مصطفا عزیزی

 

قصیده گلمکانی که به سازنده و کارگردانی فیلم‌های کوتاه و مستند مشهور است در پنجاه و یکمین جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو (TIFF)  نخستین نمایش فیلم بلند او به نام «Head To Head» عرضه شد.

قصیده گلمکانی همه آن چیزهایی که یک نفر لازم دارد تا فیلم‌ساز شود دارد در خانواده‌یی رشد یافته که پدرش هوشنگ گلمکانی منتقد سینمایی معروف و مشهوری‌ست و در دانشگاه سوربن فرانسه دکترای سینما گرفته است و در ایران هم چندین فیلم کوتاه و مستند ساخته که در جشنواره‌های معتبر جهانی جوایزی هم دریافت کرده‌اند. اکنون با نخستین فیلم بلند خود به جشنواره تورنتو آمد و راهی جشنواره‌های معتبر دیگر هم شد. اما آیا «سر به ‌سر» فیلم بلند خوبی ست؟

به نظر می‌آید جوهره فیلم و نگاه به وارونه شدن جای زنان و مردان خوب باشد اما توان ذهنی فیلم‌ساز به حدی نیست که بتواند از «بلند» شدن فیلم برآید اگر این سوژه را در قالب فیلم کوتاه ساخته بود بی‌شک موفق‌تر می‌شد.

موضوع این است هر ایده‌یی خود به خود فرم خود را تعیین می‌کند. برخی ایده‌ها به کار شعر می‌آید، برخی داستان کوتاه و برخی رمان... سینما هم همین گونه است. ایده، فرم را تعیین می‌کند. این ایده اگر فضای سورئالیستی داشت که شهر و کشوری را به تصویر می‌کشید که جای مردان و زنان عوض شده است می‌توانست ماجراهای زیادی را شکل بدهد و در قابل فیلم بلند مفاهیم عمیق‌تری را بیان کند. فیلم در قد و قواره‌ی فعلی در حد سکانسی از یک فیلم بلند است، یا آیتمی در برنامه‌یی طنز از نوع «ساعت خوش».

دومین نکته برمی‌گردد به یک اصل ساده که هر آموزنده‌ی نوپایی در فیلم‌سازی آن را می‌داند. «نشان بده نگو» و در این فیلم بشکل بدی، هم نشان می‌دهد و هم می‌گوید. اگر فیلم می‌خواهد بگوید ببیند زنان در چه وضعیت دشواری با حجاب باید بازی کنند و در برخی موارد توانسته است آن را نشان دهد دیگر چرا بالای منبر می‌رود و شعارگونه همان حرف‌ها را می‌زند؟ یا به تماشاچی‌اش اعتماد ندارد یا می‌خواهد فیلم را کش دهد تا به زمان فیلم‌ بلند برسد.

همین‌جا در میانه حرف خوب است از بازی خوب لیلی فرهادپور سخن گفته شود او فیلم را از آسمان سورئالیسم به زمین رئالیسم می‌آورد و باورپذیر می‌کند کاملا نقشی که بازی می‌کند را می‌شناسیم و در پیرامونش دنیای ساخته می‌شود که واقعی ست و می‌توان درک کرد. چند مرد حاضر شده‌اند زیر فرمان یک زن قرار بگیرند و حجاب اسلامی بر داشته باشند آن‌هم ۲۴ ساعته مانند فیلم‌های که با مجوز ارشاد اسلامی ساخته می‌شوند و زنان در تخت‌خواب هم حجاب اسلامی دارند.

شاید مهم‌ترین نکته فیلم در واپس‌گرا بودن آن است اگر این فیلم پیش از جنبش «زن، زندگی، آزادی» ساخته شده بود شاید می‌شد آن را ساختارشکن نامید اما کنون که بسیاری از زنان در بسیاری از شهرهای ایران بدون حجاب اجباری در خیابان‌ها رفت‌وآمد می‌کنند و بسیاری از فیلم‌هایی که یا به صورت زیرزمینی ساخته می‌شوند یا توسط وزارت ارشاد مجوز ساخت می‌گیرند زنان در آن حجاب اجباری ندارند، فیلم ساختن در مورد مسئله حجاب در سینما یک گام به پس است نه گامی به جلو.

با همه‌ی احترام برای خانم گلمکانی «سر به سر» از نوع فیلم‌های میان دو صندلی‌ست هم می‌خواهد دل جشنواره‌ها را به دست بیاورد و هم می‌خواهد حساسیت خاصی برای‌اش نداشته باشد و دوباره بتواند برود و بیاید. درست مثل هوشنگ گلمکانی که همیشه بریده بریده سخن گفت و هرگز هیچ نگفت.

مصطفا عزیزی، کارگردان،‌ تهیه‌کننده و نویسنده سینمایی است.
مشاهده همه پست ها

ارسال نظرات