نگاهی به تازه‌ترین فیلم پدرو آلمودُوار در جشنواره جهانی فیلم تورنتو

«کریسمس تلخ»؛ مرز میان داستان و واقعیتِ زندگی

«کریسمس تلخ»؛ مرز میان داستان و واقعیتِ زندگی
فیلم تازه پدرو آلمودُوار با روایت چندلایه‌ای از واقعیت، خیال و خودزندگی‌نامه، مرز میان زندگی یک فیلم‌ساز و داستانی را که می‌نویسد درهم می‌شکند

«کریسمس تلخ» (Amarga Navidad / Bitter Christmas)، تازه‌ترین فیلم پدرو آلمودُوار، در جشنواره جهانی فیلم تورنتو ۲۰۲۶ در بخش ارایه‌های ویژه به نمایش درآمد؛ فیلمی که با درهم‌تنیدن دو روایت و عبور مداوم میان واقعیت و داستان، یکی از شخصی‌ترین آثار این فیلم‌ساز اسپانیایی را شکل می‌دهد.

 

 

نویسنده: مصطفا عزیزی

 

کریسمس تلخ ساخته‌ی پدرو آلمودُوار در جشنواره جهانی فیلم تورنتو (تیف) ۲۰۲۶ به نمایش درآمد.

پدرو آلمودُوار در آخرین سال قرن بیستم میلادی در حالی که پنجاه سال داشت و بیش از ده فیلم ساخته بود با فیلمِ «همه چیز درباره مادرم» موفق شد جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان را در اسکار، گلدن گلوب و بفتا از آن خود کند و نیز در کشورهای مختلف جوایز سینمایی معتبر بگیرد و در کشور خودش اسپانیا هم جایزه گویا (از جوایز ملی سینمای اسپانیا) را دریافت کند و نامش جهانی شود. چند سال بعد با فیلم «با او حرف بزن» و برنده شدن جایزه اسکار بهترین فیلم‌نامه غیراقتباسی موقعیت جهانی خود را تثبیت کرد و از آن سال به بعد این کشاورز زاده‌ی هم‌جنس‌گرا به یکی از مطرح‌ترین فیلم‌سازان جهان تبدیل شد.

 

 

«کریسمس تلخ» دو روایت داستانی دارد که در هم تنیده شده است روایت اول در اسپانیا، ۲۰۰۴، اتفاق می‌افتد. السا (باربارا لنی) ، کارگردان فیلم‌های تبلیغاتی است. در تعطیلات «روز قانون اساسی» دچار میگرن می‌شود. دوست پسرش، بونیفاسیو (پاتریک کریادو) ، که آتش‌نشان و رقاص پرنو، است، او را به بیمارستان که قبلا السا در آن فیلم ساخته است همراهی می‌کند. السا اتاق بستری‌اش را بر اساس همان تجربه‌ی فیلم قبلی‌اش انتخاب می‌کند.

در روایت ۲۰۲۵ آشکار می‌شود که داستان السا در واقع فیلم‌نامه‌یی است که رائول (لئوناردو اسبارالیا) ، فیلم‌ساز مشهور، می‌نویسد و السا «رونوشت» (به لاتین: Alter ego)  اوست. دستیارش مونیکا (آیتانا سانچس) برای مراقبت از دوست‌دخترش النا، که فرزندش مبتلا به سرطان است، مرخصی می‌گیرد.

 

 

رائول هنگام نوشتن فیلم‌نامه، وقایع زندگی واقعی مونیکا و النا را به شکل خودزندگی‌نامه وارد داستان می‌کند. مونیکا با عصبانیت بازمی‌گردد و او را متهم می‌کند که از رنج دیگران برای شهرت خودش  استفاده کرده است. این برخورد رائول را تکان می‌دهد و او تصمیم می‌گیرد نسخه‌ی جدیدیی از فیلم‌نامه بنویسد با عنوان «السای شیرین» که شخصیت السا در آن بر اساس مونیکا ساخته می‌شود.

در واقع این دو بستر روایتی در هم تنیده می‌شوند با رفت و برگشت‌های فیلمی که رائول می‌سازد و زندگی مونیکا و النا روایت می‌شود.

می‌شود گفت آلمودُوار دارد خودش را بی‌رحمانه عرضه می‌کند اما هر چند مانند تمام فیلم‌هایش تلخی مرگ و مرگ تلخ بیداد می‌کند، چه مرگ فیزیکی چه مرگ رابطه‌، اما امید هم در آن موج می‌زند. شالوده‌ی اصلی فیلم درباره‌ی نویسندگی و فیلم‌سازی است و مفاهیمی مانند «سد نویسندگی» در آن روایت تصویری پیدا کرده است.

بازیگری فیلم مورد توجه بسیاری قرار گرفت بازی‌های یک دست و شباهت چهره‌ها در «فیلم رائول» و در «واقع» بسیار جالب است و منتقدین بسیاری از بازی‌ها در این فیلم استقبال کرده ‌اند.

در مجموع منتقدان از «ساختار چندلایه»، «صداقت بی‌رحمانه‌ی آلمودُوار» و «روایت درهم‌تنیده‌ی واقعیت و خیال» تمجید کرده‌اند. اما برخی منتقدان فیلم را «کم‌اثر از نظر احساسی» یا «خودنگرانه» دانسته‌اند. خلاصه واکنش‌ها مثبت بود اما یک‌صدا نبود.

هر چند در جشنواره کن نامزد نخل طلا بود اما این جایزه را برنده نشد در عوض جایزه‌ی بهترین موسیقی جشنواره کن ۲۰۲۶ را نصیب آلبرتو ایگلسیاس کرد.

با توجه به این که آلمودُوار این فیلم را «بی‌رحمانه‌ترین فیلمش نسبت به خودش» توصیف کرده اگر از فیلم‌های پدرو آلمودُوار خوشتان می‌آید تماشای این فیلم را از دست ندهید.

مصطفا عزیزی، کارگردان،‌ تهیه‌کننده و نویسنده سینمایی است.
مشاهده همه پست ها

ارسال نظرات