خسرو شمیرانی
درحالی که جنگ آمریکا علیه ایران، از ابتدا خطر گسترش منطقهای و حتی جهانی را در بطن خود داشت، فریادهای صلحطلبانه در جهان خیلی بلند نیست و یا دستکم صداهای صلحخواهی منسجم نیستند.
در سال ۱۹۹۰، در آستانه حملهی اول آمریکا به عراق و دیرتر پیش از حمله به افغانستان و بویژه جنگ دوم عراق، مردم اروپا و آمریکا در تظاهراتهای میلیونی به این جنگها اعتراض کردند.
طبق آخرین نظرسنجیها در آمریکا حدود ۵۹ درصد از آمریکاییها مخالف این جنگ هستند و تنها ۳۳ درصد از آن حمایت میکنند.
نتایج نظرسنجی مشترک واشنگتن پست و ایپسوس نشان میدهد ۶۸ درصد جامعه آمریکا معتقدند این جنگ اصلاً ارزش جنگیدن ندارد.
نتیجه نظرسنجی دانشگاه مریلند این است که ۵۲ درصد پرسششوندگان آمریکایی خواهان توقف فوری عملیات جنگی علیه ایران هستند.
با این وجود جنبش فراگیر صلح دست کم آنچه در خیابانها میدیدیم، امروز حضوری ضعیف از خود نشان داده است.
دکتر مهرداد درویشپور در گفتوگو با هفته به این موضوعات میپردازد:
- منظور از فرسودگی جنبش صلح چیست؟
- آیا معنی «فرسوده شدن جنبش صلح« پیروزی کمپانیهای اسلحهفروشی و سیاستمداران جنگ طلب است؟
- درخواست اپوزیسیون و بخشهایی از جامعه برای حمله به ایران و تاثیر آن در ایجاد تردید برای راهاندازی جنبش فراگیر صلح.
- تاثیر رسانههایی مثل ایران اینترنشنال که به اشکال مختلف حمله را توجیه و حتی از آن استقبال کردند.
- تلاش سیستماتیک تا هرگونه مخالفت با جنگ موافقت با رژیم حاکم تلقی و دیده و تاثیر این پروپاگاندا بر جنبش صلحخواهی.
مصاحبه کامل را در اینجا ببینید!
بخشهایی صحبتهای مهرداد درویشپور:
«آن حلقهای که در اطراف آقای رضا پهلوی است که نمیدانم مشاور است یا ایشان را هدایت میکند، نماینده بیاخلاقترین، خشنترین، وطن فروشترین و سرسپردهترین گروه هستند.
فکر میکنم اگر رضا شاه و محمدرضا شاه زنده بودند تنشان میلرزید از این شدت وابستگی به اسرائیل و آمریکا و اینکه رضا پهلوی دعوت کند از اینکه مردم کشورش بمباران شوند.
شما در حافظهی تاریخی این ملت از شما به عنوان کسانی که از کشورهای بیگانه دعوت کردید تا سرزمین ایران را بمباران کنند به نیکی نام برده نخواهد شد.
در لحظه حاضر ممکن است به خاطر نفرت از حکومت اسلامی از یک محبوبیتی برخوردار باشید اما فکر میکنم تاریخ قضاوت بسیار سختی خواهد کرد، اما حافظهی جمعی از شما به عنوان بازندگان سرافکنده تاریخ نام خواهد برد.»
«ایران اینترنشنال که شما از آن اسم بردید و رسانههایی که به تیریبونهای جنگ تبدیل شدند توانستند با رویافروشی، انواع دروغها را در جامعه اشاعه بدهند که حمله آمریکا و اسرائیل برای آزادی و برای نجات مردم ایران است.»
«جنبشهای صلح در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی و پس از آن هم از وضعیت بهتری برخوردار بود. ما در عصری به سر میبردیم که در آن به دلیل فاجعه هیروشیما که هنوز تازه بود، حتی ساخته شدن نیروگاه هستهای عکسالعمل گسترده برمیانگیخت. یعنی جنبش صلح تا این حد حساسیت داشت. این یکی از آن زمینههای تاریخی بود.
دوم اینکه در آن دوره ما با جنبشهای رهایی بخش و جنگهای رهایی بخش روبرو بودیم. اهمیت ماجرا اینجاست که جنگهای عادلانه و جنبش ضدجنگ هر دو علیه نیروی سلطهگر بودند. مثلا جنبش صلح علیه جنگ ویتنام، همصدا بود با مردم ویتنام شمالی علیه اشغال به رهبری آمریکا و علیه استعمار فرانسه.»
درویشپور توضیح میدهد که این فضا بعد از سالهای ۲۰۰۰ و جنگهای آمریکا علیه عراق و افغانستان تغییر کرد.
به گفتهی او طولانی شدن جنگها از یک طرف و عدم تاثیرگذاری جنبشهای ضدجنگ بر سیاستهای جنگطلبانه آمریکا دو دلیل اصلی شد که به فرسودگی جنبش صلح انجامیده است.
او همچنین اشاره میکند که سرکوبگری رژیم ایران یک عامل دیگر در کاهش حضور مردم غرب در جنبش صلح است.
علاوه بر این به گفتهی دکتر درویشپور رسانههایی مثل ایراناینترنشنال که بر فضای ایرانی تاثیر گذاشتند و «جنگ» را «نجات مردم ایران» تبلیغ کردند نیز تاثیر خود را داشته است.

ارسال نظرات