خبرهای نویسنده


سیزیف و سیزیفه

من سیزیف را خوردم؛ ادغام‌شده با گوشت و مخلفات و نان‌مک‌دونالد. با اولین گاز، وارد چرخه زندگی‌ام شد. در من نشست و شکمم را بالا آورد. سیزیف به‌هیچ‌وجه طعم گوشت انسانی اسطوره‌ای را نمی‌داد، حتی مزه سنگ را نچشیدم. نفهمیدم حیات تکراری و فعل عبثش چگونه با من یکی شد؛ فقط می‌دانم که خوردمش!

آدمک گودیناف
آدمک گودیناف

سندی مومنی از داستان‌نویسان و منتقدان باهوش، پی‌گیر و بی‌حاشیه‌ای است که از دهه هشتاد، مستمر و آهسته...

هزارتوی تاریکی
هزارتوی تاریکی

هزارتوی تاریکی، شیطان را به شیوه خودش باور می‌کند. انسان را در خسارتی مدام به تصویر می‌کشد و جایگاه ...

سخن آخر
سخن آخر

از 8 ماه پیش که پست سردبیری را تحویل گرفتم، یک اعتقاد محکم داشتم و آن‌هم این‌که «هفته» باید مجله کام...