داستان: همهی زنها شبیه تواند! همهی مردها شبیه من!
شبحی از تو را میبینم که کنار پلهها لرزان ایستاده. تمام تنش انگار حجم سیالی است که در زیر بالاپوش ن...
گفتوگو با عارف محمدی، در حاشیه «جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو» و در زمانی که او بسیار گرفتار برگزاری کارگاه فیلمنامهنویسی و بازیگری اصغرفرهادی بود، چندان ساده نبود. اما بالاخره در آخرین ساعات حضورم در تورنتو و چند ساعت قبل از برگشتن به مونترال، در یک کافه نزدیک محل برگزاری جشنواره، با هم گپ زدیم.
شبحی از تو را میبینم که کنار پلهها لرزان ایستاده. تمام تنش انگار حجم سیالی است که در زیر بالاپوش ن...
گفتوگو با اصغر فرهادی در عین تواضع و سادگی ذاتی که او در رفتار و برخوردش با من نشان میداد، بسیار س...
«ما دوستداران آواز ایرانی به سان قطرههای پراکندهای هستیم که چون جمع شویم دریا خواهیم شد؛ دریایی بی...
مرادی کرمانی از قصه خیلی خوشش آمد. هنوز هم دستنوشتهاش را پشت قصهام دارم. خیلی هم با مهر و لطف یادد...
چگونه که یک زن باید مثل یک زن بنویسد، عاشق باشد، عشق نوشتن جزئیات را داشته باشد و به همهچیز بهصورت...
کتاب «با پیر بلخ» نوشته محمدجعفر مصفا که توسط انتشارات پریشان به چاپ رسیده، به بررسی گوشهای از افکا...
یالوم در طول کتاب خواننده را با شیوه رواندرمانگری و از جمله رواندرمانگری گروهی آشنا میکند. بیشت...
کارگاه «راهنمایی دانشجویان تازه وارد مونترال» بهانهای بود برای اینکه مادر «هفته» نیازهای آنها را ب...
چهارماهی میشود که بسیاری از کودکان فارسی زبان شهرمان، نزدیک ساعت 8 شب که میشود و زمان فرا رسیدن خو...