داستان کوتاه: کافه روژیا
شاید نشستن کردها، ترکها، یونانیها، ارامنه، آذریها، ایرانیها و عراقیها در کنار هم و دور یک میز ا...
دلبر یزدانپناه متولد ۱۳۶۳، لیسانس عکاسی و فوقلیسانس پژوهش هنر است. او از سال ۱۳۹۴ مینویسد و در همین سال نفر اول جشنوارهٔ کشوریِ جایزهٔ ادبی دانشجویی اهواز شده است. بهعلاوه او به مرحلهٔ نهایی جایزهٔ داستان تهران (مربوطبه مجلهٔ همشهری داستان) راه یافت و نفر پنجم جایزه داستان فرشته در سال ۱۳۹۸است. داستان زیر جزو برگزیدگان جایزهٔ داستاننویسی تیرگان در سال ۲۰۱۹ است که در کتاب این جشنواره به چاپ رسیده است.
شاید نشستن کردها، ترکها، یونانیها، ارامنه، آذریها، ایرانیها و عراقیها در کنار هم و دور یک میز ا...
وقتی فکر میکنم-غیر از دوبار- همیشه به جایِ نشستنِ تیمورو و سرعت و ارادهاش و طعمِ پیروزی که میچشید...
گفتم: «سلام». بیتاب و نوازشگر جواب داد: «سلام، عزیزُم، سلام کاکام». لحنِ مادرهایِ داغدیده را داشت....
معرفی شهلا رضاسلطانی؛ متولد: 1339 در تهران؛ تألیف کتاب: «حرص نخور» در سال 1388؛ برندهٔ جایزهٔ ادبی ص...
رؤیا محقق متولد 1341 تهران، کارشناس روانشناسی و فارغالتحصیل فیلمنامهنویسی و کارگردانی است.
کتاب «سوپ جوجه برای روح پدران» نوشته «جک کانفیلد»، «مارک ویکنورهانسن» و «پتیهانسن» مجموعهای است ا...
من دخترکمو قایم کردم تا دست اون پستفطرت بهش نرسه. از همهشون متنفرم. از اون مرتیکهٔ هرزه وقتی اون ز...
انسان با شنیدن صدای بورخس که کل شعر و بندها و مصراعهای آن را از کتابخانهٔ ذهنش بیرون میکشد درمییا...
به ته کوچه نرسیده بود که دو سیاهی افتادند روی تنش. اول فکر کرد سایه است. اگر سایه وزن داشت قسم میخو...