امسال بنفشه نکاشتید؟
زن میگوید: تازه، اون موقعهاش رو ندیدی. جوونتر که بود، بچههای فامیل عاشقش بودن. سربهسر همه میذا...
با خواندن «تا بَرِ جانان..» من باید به جناب زیّانی بگویم: «کریم عزیز هر چه میتوانی شعر بگو، و باز هم شعر بگو که سخنت بر دل مینشیند و انگار که ما را هم تا برِ جانان میبرَد.»
زن میگوید: تازه، اون موقعهاش رو ندیدی. جوونتر که بود، بچههای فامیل عاشقش بودن. سربهسر همه میذا...
پانزده سال پیش هم، وقتی با خانه و خانواده خداحافظی کردم و تن به یک سفر دور و بی انتها دادم، میخواست...
برخی از صوفیان واصل پیر و آموزگاری جز طبیعت، هستی یا کائنات نداشتهاند. در این شمار، میتوان از اویس...
چند ویژگی، یک بازی را جذاب میکند: اینکه بیم و امیدها تا لحظه آخر بپاید، اینکه آگاهی و مهارت با شانس...
مدتی پیش و پس از خروج از یک گروه بهاصطلاح تخصصی اما بیشتر پرافاده و وقتگیر در تلگرام، با بیمیلی و...
سرش را به عقب برگرداند و گفت: همین پشت، توی همین انبار چوب میخوابیدم. گاهی چیزی میخوردم، گاهی هم ر...
فرامرز اصلانی برایم از سفر میخواند و من به سفر هر روزهام در شهری به وسعت همه دنیا در میان متنوعتر...
پشتیبانیِ سازمانِ آموزش و پرورش و یکدندگی کسانی که بردن نامشان سخن را به درازا میکشد. سرانجام گرهه...
من همیشه آگاهانه حاضر نشدم زبان مادری را از دست بدهم. در نهایت چه باقی میماند؟ آنچه میماند زبان ما...