نویسنده: خسرو شمیرانی
فکتهای علمی در برابر فرضیات محال؛ پلوتونیوم بوشهر چیست؟
برای حقیقتسنجی یا فکت چک این ادعا، ابتدا باید مرز میان فکتهای علمی و تفاسیر مغرضانه را روشن کرد. وجود ۲۱۰ تن سوخت مصرفشده در استخرهای خنککننده نیروگاه بوشهر یک واقعیت اداری و فنی است.
وبسایت معتبر دانشمندان اتمی thebulletin.org در یک مقاله مفصل به این موضوع پرداخته است.
به گزارش این منبع، استنتاج این موضوع که این حجم از سوخت برابر با ۲۰۰ کلاهک اتمی است، از نظر مهندسی هستهای کاملاً مخدوش است. پلوتونیوم موجود در سوخت نیروگاههای آب سبک (مانند بوشهر)، «پلوتونیوم رآکتوری» (Reactor-grade) است که به دلیل بالا بودن ایزوتوپهای ناپایدار پلوتونیوم-۲۴۰، برای ساخت سلاح هستهای کارآمد و پایدار نیست و با «پلوتونیوم تسلیحاتی» (Weapons-grade) تفاوت ساختاری دارد.
در مقاله مذکور همچنین آمده است که علاوه بر این، فرآیند جداسازی پلوتونیوم از میلههای سوخت مصرفشده، نیازمند یک کارخانه عظیم «بازفرآوری شیمیایی» (Reprocessing Plant) است. ایران نه تنها چنین تأسیساتی ندارد، بلکه بر اساس معاهدات بینالمللی و ساختار رآکتور بوشهر، تمام این فرآیند تحت نظارت دوربینها و بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) قرار دارد. از سوی دیگر، طبق توافقات دوجانبه، این سوختها پس از کاهش دما باید به روسیه بازگردانده شوند. بنابراین، تبدیل این فرضیه به یک تهدید فوری، آشکارا تحریف فکتهای مهندسی با اهداف سیاسی است.
کالبدشکافی اندیشکده NPEC؛ شاهینهای واشنگتن در پوشش عدم اشاعه
منبع اصلی گزارشی که ایندیپندت فارسی از The Hill برداشت و منتشر کرده، یک گزارش در اندیشکدهای به نام «مرکز آموزش سیاستهای عدم اشاعه» (NPEC) واقع در ویرجینیا است. این نهاد خود را موسسهای آموزشی، غیرانتفاعی و غیرحزبی معرفی میکند که مأموریتش مهار اشاعه تسلیحات استراتژیک است. اما نگاهی به کادر مدیریتی آن، هویت واقعی این مرکز را فاش میکند. هدایت این نهاد بر عهده «هنری دی. سوکولسکی»، از مقامات ارشد و تندروی پنتاگون در دوران جنگ سرد است.
این اندیشکده به طور علنی دکترین فکری خود را بر پایه نظریات «آلبرت وولستتر»، پدر فکری جریان نوحافظهکاری آمریکا بنا کرده است. وولستتر و شاگردانش معماران اصلی دکترینهای نظامی تهاجمی در خاورمیانه و از نزدیکترین شرکای ایدئولوژیک جناح راست اسرائیل و حزب لیکود در واشنگتن بودهاند. خروجیهای پژوهشی NPEC همواره در راستای تضعیف رقبای منطقهای اسرائیل و توجیه فشارهای حداکثری بر ایران تنظیم میشود.

حامیان مالی و زنجیره رسانهای؛ از واشنگتن تا رسانههای نیابتی
تحلیل ساختار مالی NPEC نشان میدهد که این نهاد، بودجههای کلانی را از بنیادهای دستراستی آمریکایی دریافت میکند که به طور همزمان، حامیان مالی اصلی اندیشکدههای بدنامِ صهیونیستی مانند «بنیاد دفاع از دموکراسیها» (FDD) و «موسسه واشنگتن» (WINEP) هستند.
نکته کلیدی، زنجیره انتقال این پروپاگاندا به افکار عمومی فارسیزبان است. این گزارشها بلافاصله توسط رسانههایی مانند «ایندیپندنت فارسی» ترجمه و با تیترهای رعبآور منتشر میشوند. ایندیپندنت فارسی برخلاف نسخه مادر بریتانیایی خود، یک رسانه مستقل نیست؛ بلکه تحت امتیاز و مالکیت شرکت رسانهای SRMG وابسته به خانواده سلطنتی عربستان سعودی اداره میشود. در واقع، این رسانه به عنوان یک ابزار نیابتی، خروجیهای فکری اندیشکدههای تندروی واشنگتن را به خوراک تبلیغاتی علیه ایران تبدیل میکند تا اهداف استراتژیک ریاض و تلآویو را پیش ببرد.
نقطه کورِ بزرگ NPEC؛ سکوت مطلق در قبال کلاهکهای واقعی اسرائیل
بزرگترین پارادوکس و رسوایی اخلاقی-حرفهای برای نهادی که نام «سیاستهای عدم اشاعه» را یدک میکشد، سانسور و پنهانکاری سیستماتیک درباره واقعیترین خطرات هستهای در منطقه خاورمیانه است. در حالی که NPEC صدها صفحه تحلیل تکنیکال درباره استخرهای آب رآکتور غیرنظامی بوشهر تولید میکند، هرگز حتی یک گزارش جدی، کارزار آموزشی یا پروژه شبیهسازی درباره زرادخانه تسلیحات اتمی اسرائیل و رآکتور پلوتونیومی «دیمونا» انجام نداده است.
بر اساس برآوردهای رسمی فدراسیون دانشمندان آمریکا (FAS)، اسرائیل مالک حداقل ۹۰ تا ۲۰۰ کلاهک اتمی فعال است و خط تولید پلوتونیوم تسلیحاتی آن برای دههها بدون هیچگونه نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی فعال بوده است. اسرائیل کنوانسیون عدم اشاعه (NPT) را امضا نکرده و بزرگترین مظهر «اشاعه تسلیحات هستهای» در غرب آسیا است. سکوت مطلق و دائم وبسایت این مرکز در قبال این بمبهای واقعی، به وضوح اثبات میکند که دکترین این مرکز، نه «عدم اشاعه جهانی»، بلکه «حفظ انحصار اتمی اسرائیل» و خلع سلاح علمی و تکنولوژیک کشورهای مسلمان منطقه است. تفسیری که واژه عدم اشاعه را به یک ابزار سیاسی برای پوشش اهداف نظامیگرایانه تبدیل کرده است.

ارسال نظرات