نتایج حمله آمریکا و اسرائیل به ایران

رابرت پیپ: ایران مرکز چهارم قدرت جهانی می‌شود

این استراتژیست پنتاگون قبل از آعاز جنگ این نتیجه‌ را هشدار داده بود.

رابرت پیپ: ایران مرکز چهارم قدرت جهانی می‌شود
آتش جنگ میان آمریکا، اسرائیل و ایران در سه -چهار روز گذشته دوباره شعله‌ور شد. رابرت پیپ،‌تحلیلگر نظامی و یکی از استراتژیست‌های پنتاگون معتقد است از دل این تنش، ایران به عنوان مرکز چهارم قدرت جهانی متولد می‌شود.

یکی از بحث‌برانگیزترین بخش‌های سخنان پیپ، اشاره او به جایگاه ایران در نظم آینده قدرت جهانی است. او معتقد است که ترکیبی از جغرافیا، موقعیت راهبردی و فناوری—نه صرفاً قدرت اقتصاد—می‌تواند به شکل‌گیری مراکز جدید قدرت منجر شود. در این چارچوب، او می‌گوید که ایران به‌تدریج دربرابر چشمان ما درحال تبدیل شدن به یکی از چهار مرکز اصلی قدرت جهان است، در کنار ایالات متحده، چین و روسیه.

 

 

نویسنده: خسیرو شمیرانی

 

آخر هفته‌ی‌گذشته و روز دوشنبه، ۸ ژوئن ۲۰۲۶ شاهد فراز و فرود یک درگیری شدید میان اسرائیل و ایران بودیم که با حمله‌ی اسرائیل به ضاحیه در جنوب بیروت آغاز و با واکنش ایران و حمله متقابل اسرائیل اوج گرفت. این اولین بار در ۴۷ سال اخیر بود که ایران به اسرائیل هشدار داد و برای دفاع از یک متحد خود به اسرائیل حمله‌ای دردآور و مستقیم انجام داد.

در ساعات غروب روز گذشته، سه‌شنبه ۹ ژوئن ۲۰۲۶ با حملات ایالات متحده به چندین هدف در داخل ایران نقطه‌ عطف جدیدی رقم خورد. دونالد ترامپ و  سنتکام، این حملات را پاسخی مستقیم به سرنگونی یک فروند بالگرد تهاجمی آپاچی آمریکایی در منطقه دانستند؛ رویدادی که واشنگتن آن را به ایران نسبت داده است. دولت آمریکا این عملیات را در قالب «پاسخ محدود و هدفمند و دفاع از خود» توصیف کرده است.

 

در چنین فضایی، رابرت پیپ، تحلیلگر نظامی پنتاگون، با اتکا به نظریه‌ی «تله‌ی تنش تصاعدی»، که سال‌ها درباره آن نوشته و در مقالاتی از جمله در نیویورک تایمز به آن پرداخته به تحلیل رخدادهای این روزها پرداخت.

او در مصاحبه اخیر خود با برنامه Breaking Points تأکید می‌کند که چگونگی برخورد ایران در درگیری‌های چند روز اخیر تاییدکننده دیدگاه او، و نمایانگر این است که ایران از یک  موضع «تلاش برای زنده ماندن» به موضع «تحمیل اراده بر نیروهای مقابلش، یعنی اسرائیل و آمریکا» حرکت کرده است. 

 

پیپ در تحلیل خود بر این نکته تأکید دارد که آنچه امروز در خاورمیانه دیده می‌شود، صرفاً مجموعه‌ای از برخوردهای پراکنده نیست، بلکه یک فرآیند انباشتی از اقدام و واکنش است که وارد مرحله جدیدی شده. او دقیقا بر همین ویژگی، انگشت می‌گذارد که ایران ر روزهای گذشته نه از موضع تدافعی محض، بلکه از موضع قدرت، و پیش‌دستانه به اسرائیل حمله کزد.

 

او در بخش دیگری از تحلیل خود، به پیامدهای ژئوپولیتیکی این روند اشاره می‌کند و معتقد است که جنگ کنونی، برخلاف بحران‌های منطقه‌ای گذشته مانند ونزوئلا یا اختلافات ژئوپولیتیکی محدود، ظرفیت بازآرایی نظم جهانی را دارد.

 

یکی از بحث‌برانگیزترین بخش‌های سخنان پیپ، اشاره او به جایگاه ایران در نظم آینده قدرت جهانی است. او معتقد است که ترکیبی از جغرافیا، موقعیت راهبردی و فناوری—نه صرفاً قدرت اقتصاد—می‌تواند به شکل‌گیری مراکز جدید قدرت منجر شود. در این چارچوب، او می‌گوید که ایران به‌تدریج دربرابر چشمان ما درحال تبدیل شدن به یکی از چهار مرکز اصلی قدرت جهان است، در کنار ایالات متحده، چین و روسیه.

او به برکینگ پوینت می‌گوید:

«بنابراین اکنون دارید تحقق همان پیش‌بینی‌ای را می‌بینید که دو ماه پیش مطرح کردم و به گمان من این روند به مرور زمان ادامه خواهد یافت.

من معتقدم جایگاه ایران به‌عنوان چهارمین مرکز قدرت جهان، قطره‌قطره و به‌تدریج در طول تابستان آشکار خواهد شد.

این روند حتی قوی‌تر هم خواهد شد، زیرا هنگامی که این بحران ضربه خود به اقتصاد جهانی را وارد کند  ــ احتمالاً در اواخر ماه ژوئن تا ژوئیه؛ گرچه تاریخ دقیق را نمی‌دانیم، اما می‌دانیم که در راه است ــ  موقعیت ایران در منطقه و همچنین در جهان تقویت خواهد شد.»

 

مدیر «انستیتوی سیاست دانشگاه شیکاگو» University of Chicago Institute of Politics (IOP) است که با بودجه پنتاگون اداره می‌شود، می‌گوید برای او طبیعی است که پذیرش نظرش درباره برآمدن ایران به عنوان یک قدرت جهانی جدید چالش‌برانگیز باشد. او می‌گوید:

«من تعجب نمی‌کنم که مردم نسبت به این استدلال تردید داشتند، چون ما در طول عمر خود چنین چیزی را ندیده‌ایم، درست است؟

آخرین باری که ظهور یک چهارمین مرکز قدرت جهانی را دیدید چه زمانی بود؟ در طول عمر ما چنین چیزی رخ نداده است. ماجرای چین بسیار بسیار تدریجی اتفاق افتاد و چین از پیش نیز کشوری نسبتاً قدرتمند بود.

برای قرار دادن این موضوع در یک چارچوب تاریخی، باید به گذشته بازگردید. این وضعیت تا حدی شبیه پروس [آلمان] در قرن نوزدهم است.»

 

او ضمن مقایسه آلمان دوران بیسمارک با شرایط فعلی ایران می‌گوید: «بنابراین [برآمدن ایران به عنوان قدرت جهانی] کاملاً بی‌سابقه نیست و صرفاً تابع اقتصاد ایران هم نیست. ما اغلب قدرت را بر اساس اقتصاد خام اندازه‌گیری می‌کنیم، اما موضوع فقط اقتصاد نیست؛ جغرافیاست، جغرافیا به‌علاوه فناوری. همین عوامل بودند که به پروس کمک کردند.»

رابرت پیپ ادامه می‌دهد:

«بنابراین اینجا با محاسبه‌ای اندکی متفاوت روبه‌رو هستیم. ما پیش‌تر بخش‌هایی از چنین روندی را دیده‌ایم، و تعجب نمی‌کنم که در برابر این دیدگاه مقاومت‌هایی وجود دارد. من معتقدم این یکی از عظیم‌ترین پیامدها خواهد بود؛ پیامدی که جهان را پس از پایان این جنگ دگرگون خواهد کرد، این جنگ شبیه مسئله گرینلند نیست. شبیه ونزوئلا هم نیست.»

رابرت پیپ تاکید می‌کند که شرایط فعلی و برآمدن ایران به عنوان چهارمین قدرت جهانی تنها در سایه‌ی جنگی امکان پیدا کرد که دونالد ترامپ آن را آغاز کرد، بی‌آنکه دلیل موجهی برای آن داشته باشد.

در ماه‌های آینده خواهیم دید که پیش‌بینی رابرت پیپ درباره تبدیل شدن ایران به قدرت جهانی تا چه حد با واقعیت جهان و منطقه مطابقت دارد. آیا ضعف شدید اقتصادی، فساد‌ گسترده و سرکوب لجام‌گسیخته در ایران مانع مهمی برای جلوگیری از پیش‌بینی پیپ نخواهد شد.

ارسال نظرات