برشهایی از رمان «اسب بومیان» نوشتهٔ ریچارد وِیگامیز
زبان انگلیسی را همزمان با زبان اجیبوه یاد گرفتم. پدرم به من یاد داد کتابهای ژائوناگوشها را بخوانم...
حدود بیست سال پیش، شبی از شبها که خانواده پر اولاد ما درگیر بیماری اریون بود خواهر کوچکم فرنی را با گهواره و ساز و برگش به اتاق ظاهرا عاری از میکروب من و برادر بزرگترم سیمور منتقل کردند…
زبان انگلیسی را همزمان با زبان اجیبوه یاد گرفتم. پدرم به من یاد داد کتابهای ژائوناگوشها را بخوانم...
وِیگامیز اولین مطالبش را در سال ۱۹۷۹ برای یک روزنامهٔ بومی در رجینا نوشت و در ادامه به یک ستوننویس ...
روانشناسان دریافتهاند که نیاز به امنیت، احساس ارزشمندی و اهمیت داشتن نیازهای اساسی ما هستند. اما عش...
هنگامی که به یقهام نگاه میکردم که چون برگهای درخت، انواع دعا به آن آویزان شدهاند. و پدرم را به خ...
او یکی از اعضاء فعال اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان شبهقاره هند بود، ازنظر اخلاقی بسیار محجوب، ...
اگر دستگاه تنفس پستانداران را با پرندگان مقایسه کنید، متوجه میشوید که دستگاه تنفس پستانداران در مقا...
سوئیس سرزمینی است با تنوع فرهنگی بسیار، که نویسندگان و شاعران آن به چهار زبان زندهٔ دنیا، آلمانی، ای...
«آواز عاشقانه» نوشته «جان چیور» نویسندۀ رمان و داستان کوتاه آمریکایی است. از او گاهی به نام «چخوف ...
مسافر باز به ساعتش نگاه کرد. کمک راننده خم شد و یک نوار کاست از داشبورد درآورد و فوت کرد و توی ضبط گ...