آخرین اُملتی که در ایران خوردم… از اوین تا مونترال – بخش اول
قبلاً چک کرده بودم که این کافه اینترنت رایگان میدهد. نمیدانستم چرا کافههای رشت غالباً اینترنت به ...
به یاد مرگ سری و نابههنگام زرینه مشهور به زر بیبی خواهر خواندهای چندینسالهام چنان دلگیر شده بودم که گویی از دلم خون میچکید. بیچاره زن… باور آدم میلگد که حتی تصورش را بکند. زن شجاع، نترس، هنرمند بیبدیل، مدیر مدبیر، کارفرمای کامل و با نظم و دسپلین یک فرد کارشناس و مسلکی. وی واقعاْ زندگی پر از فراز و نشیبی داشت.
قبلاً چک کرده بودم که این کافه اینترنت رایگان میدهد. نمیدانستم چرا کافههای رشت غالباً اینترنت به ...
دوست داشتم یک زن زیبا بودم که اولهای قرن بیستم درست در مرکز پاریس بدنیا آمده … و هر روز در حالِ خوا...
سپیده زده بود و خبر از شروع صبح و روزی دیگر میداد. با صدای زنگ تلفن ایوانا از خواب پرید و خوابآلود...
مریم زهدی متولد ۱۶تیرماه ۱۳۵۲است. او از کودکی در فضای ادبیات نفس میکشد و مینویسد. کتاب اولش به اسم...
وقتی به منظور نجات از تنهایی و خستگی کارهای روزمره برای یکی دو ساعت در پارک مقابل آپارتمانم مینشستم...
همین طور که دارم رکاب میزنم، صدای قیژقیژ دوچرخهام بلندتر میشود و باد بیشتری به صورتم میخورد. حسا...
«الو، سلام» «سلام، بفرمایید، شما؟» «عبدی جان، سلام عرض میکنم، منو نشناختی؟ . . امیرعلی، حالت خوب...
میان دوستانی که ما در گذر سالیان در اینسوی و آنسوی جهان پیدا میکنیم، همیشه کسانی هستند که جای خاص...