گیس و ریش و تتو؛ از اوین تا مونترال (۴)
سرتان را درد نیاورم. چهارشنبه عمدتاً به نو کردن گذرواژهها گذشت. به گمانم همین چهارشنبه ظهر بود که ی...
ثریا دختر جوان و محصل پوهنحی روانشناسی پوهنتون کابل با جان و دل قبول کرده بود که رحیمه مادر خودش است. هرگاه کسی میگفت؛ جاگزین مادر بیالوژیکی تو شده، جوش میزد، رنگش دود میکرد و پرخاشگرانه داد میزد؛ پس چرا به من مادری میکند و میان من و دختر خوردش فرق نمیگذارد؟! رحیمه با هنرنمایی خاص با ثریا کجدار مریض برخورد داشت ولی در حقیقت کوشش میکرد وی را کنار بزد، بدون اینکه کسی بالایش شک نماید.
سرتان را درد نیاورم. چهارشنبه عمدتاً به نو کردن گذرواژهها گذشت. به گمانم همین چهارشنبه ظهر بود که ی...
من درست قبل از کریسمس به شهر نقل مکان کردم. تنها بودم و این مسئله برایم کاملا جدید بود. شوهرم کجا رف...
هدا ناصح بازیگر، شاعر و صداپیشه است. هدا ناصح در بیش از ۳۰ فیلم سینمایی، فیلم تلویزیونی، تئاتر و نما...
بعضی از آدمها هستند که به اندازهی سالها برایشان حرف داری، اما چشمت که به چشمانشان میافتد، لال ...
عملیات در کافهی مذکور، بهکندی اما موفقیتآمیز طی میشد. کند طی میشد، چون از زمانی که لجر را خریده...
هانری لابوری Henri Laborit (۱۹۱۴-۱۹۹۵) پزشکِ جراح، نوروبیولوژیست، رفتارشناس و یکی از برجستهترین دان...
در کلبهی تنگ و تاریک مادر تنهای که دارد و ندارش دو اولادش بود، چراغک تیلی سوسو میزد و سایهی جسم ن...
آن روز احتمالاً سهشنبه بود. یعنی یک هفته از حضورم در برابر قاضی دادگاه انقلاب میگذشت. وکیلم، دکتر ...
«خوابها بریده بریده کوتاهند» اثری تازه از حیاتقلی فرخمنش شاعر شناخته شده خوزستانی است که انتشارات ...