طنز: مهاجرت دوم
مهاجرتِ دوم اما خیلی بعداز این حرفهاست؛ وقتی که قرارومدار گرفتی و علمی، پولی یا مهارتی اندوختی و حا...
من توی بخش بچهبازها کار میکردم و مایکل مسئولیت بخش محکومان تجاوز به عنف را به عهده داشت. در طول روز، زندانیها را با استفاده از نقاشی کابوسها و بیقراریهایشان، راهنمایی میکردیم. شبها هم خودمان کرباس روی بوم میکشیدیم و نقاشی میکردیم.
مهاجرتِ دوم اما خیلی بعداز این حرفهاست؛ وقتی که قرارومدار گرفتی و علمی، پولی یا مهارتی اندوختی و حا...
رعنا سلیمانی نویسندهی ایرانی ساکن سوئد متولد ۱۴ اسفند ۱۳۵۴ در تهران است. کتابهای سندروم اولیس، زند...
مزرعهی ذرت شبیه دریاچه شده بود. کلبه و باغچهی خدمتکارش نیز زیر آب فرو رفته بود. جریان آب،...
صدا ندا دمیر، داستاننویس معاصر ترک است که پیش از این کتابی با عنوان «ردپای پروانه» منتشر کرده است. ...
دال را من و یحیی پیدا کردیم. تابستان بود. کل این ماجرا در یک تابستان شروع و تمام میشود. همان تابستا...
فرشته احمدی، دبیر جایزه داستان کوتاه هفته، درباره چگونگی راهاندازی این جایزه و اهمیت پرداختن به دا...
جوانترین شرکتکنندهی این دور از مسابقه دختری ده ساله از کرج و مسنترین شرکتکنندهها خانم و آقای...
امیرحسین یزدانبد یکی از ۸ داوری بود که در تهیه لیست کوتاه نقش ایفا کرد. داوری لیست کوتاه را خانم شهر...