هفتمین هفته فرهنگ و ادب منتشر شد
فقط این نبود که زمستان تورنتو سرشار از مه و برف است و میشود با آرامش در گرمای خانه لم داد و از برف ...
اینکه داماد نصفهشب از راه برسد، یعنی چه؟ توی مراسم عروسی معطل شده بود؟ خود عروس کجاست؟ یکی از دخترها میگوید من خبر ندارم، فکر میکردم همینجاست. جایش که اینجاست، کنار ما که در رکابش باشیم. ولی نمیشود که اینجا باشد و هیچکداممان هم خبر نشده باشیم. هنوز پیش پدر و مادرش است، شاید. داماد چیزی جا گذاشته، حلقهی عروسی شاید؟
فقط این نبود که زمستان تورنتو سرشار از مه و برف است و میشود با آرامش در گرمای خانه لم داد و از برف ...
من توی بخش بچهبازها کار میکردم و مایکل مسئولیت بخش محکومان تجاوز به عنف را به عهده داشت. در طول ر...
مزرعهی ذرت شبیه دریاچه شده بود. کلبه و باغچهی خدمتکارش نیز زیر آب فرو رفته بود. جریان آب،...
صدا ندا دمیر، داستاننویس معاصر ترک است که پیش از این کتابی با عنوان «ردپای پروانه» منتشر کرده است. ...
دو شعر از بایرون و گوته با ترجمه علیرضا اسماعیلپور را میخوانید.
شعری از هبه ابو ندی شاعر، نویسنده، و معلّم ۳۳ سالهی فلسطینی اهل غزه و نوشتهشده در تاریخ ۱۰ اکتبر، ...
فرانسیس آمده بود دیدن برادرش فرانک، به تسلا. فرانک دلشکسته و در عشق سرخورده بود. کیک میوهای که فرا...
کتاب «داستان چگونه کار میکند» نوشتهی جیمز وود بهتازگی با ترجمهی من توسط نشر اریش در تهران منتشر ...
مروری بر «آخرین اغواگری زمین: پناه بردن به هنر، شعر و کلمه» عنوان مطلبی است که به قلم سعید رضادوست، ...