جنگ ایران و آمریکا در آستانه هشتمین ماه

ادعای «پیروزی سریع» ترامپ در برابر واقعیت‌های جنگ آمریکا علیه ایران

از وعده پایان سریع تا بحران دو تنگه و انسداد اقتصاد جهان

ادعای «پیروزی سریع» ترامپ در برابر واقعیت‌های جنگ آمریکا علیه ایران
ترامپ در برابر کلوب گلف «مدینه» در حومه شیکاگو: جنگ با ایران بزودی تمام می‌شود. / ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶

دونالد ترامپ بار دیگر اعلام کرده است که آمریکا در جنگ با ایران «خیلی زود» پیروز خواهد شد و پس از پایان جنگ، قیمت نفت به سطح پیش از آغاز درگیری بازخواهد گشت. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که جنگی که در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ با حملات آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد، امروز وارد هشتمین ماه خود شده است. در همین حال، تنگه هرمز با کاهش شدید رفت‌وآمد کشتی‌ها مواجه است، صادرات نفت ایران به‌شدت افت کرده و اقتصاد این کشور با سقوط تاریخی ارزش ریال و جهش قیمت مواد غذایی روبه‌روست.

 

 

نویسنده: خسرو شمیرانی

 

تکرار یک ترجیع‌بند توخالی

بار دیگر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، در مقابل دوربین‌ها و رسانه‌ها ظاهر شد تا با همان لحن آشنا و همیشگی خود، وعده پایان قریب‌الوقوع بحران را بدهد.

او با اطمینان مدعی شد: «ما به‌زودی در این جنگ پیروز می‌شویم و بلافاصله پس از آن، قیمت نفت سقوط خواهد کرد... کلید ماجرا این است که ایران به سلاح هسته‌ای دست نخواهد یافت.» این کلمات برای کسانی که تحولات چند ماه اخیر را دنبال کرده‌اند، طنینی تکراری دارد. به گزارش The Hill بررسی مواضع ترامپ نشان می‌دهد که او از زمان آغاز این جنگ بیش از ۱۰۰ بار ادعای پیروزی در جنگ و بیش از ۶۰ بار ادعای پایان قریب‌الوقوع آن را مطرح کرده است.

با این حال، فاصله میان این کلیدواژه‌های تبلیغاتی و آنچه در میدان واقعی نبرد می‌گذرد، به اندازه فاصه زمین تا آسمان است.

 

ویدئوی صحبت‌های ترامپ را در اینجا تماشا کنید!

 

هشت ماه ویرانی و آمارهای تلخ

امروز، جنگی که با محاسبات برق‌آسا و عملیات‌های هوایی آغاز شد، وارد هشتمین ماه مداوم خود شده است. برخلاف تصور اولیه طراحان جنگ که گمان می‌کردند ساختار سیاسی و نظامی ایران ظرف چند هفته فرو خواهد پاشید، این درگیری به یک فرسایش بزرگ تبدیل شده که بزرگ‌ترین قربانیان آن، غیرنظامیان هستند. طبق آخرین گزارش‌های مستند سازمان‌های حقوق بشری بین‌المللی و نهادهایی چون آژانس‌های امدادی، تاکنون بیش از ۳,۶۰۰ نفر در ایران کشته شده‌اند که بنا بر آمارهای تاییدشده، دست‌کم ۱,۷۰۰ نفر از آنان به طور قطعی غیرنظامی و صدها تن از آنان کودک بوده‌اند. حملات سنگین و مداوم، زیرساخت‌های حیاتی ایران از جمله نیروگاه‌های برق، تصفیه‌خانه‌های آب، بیمارستان‌ها و پالایشگاه‌ها را با تخریب گسترده مواجه کرده است. آسیب دیدن مستقیم بیش از ۲۵ بیمارستان و خارج شدن شبکه توزیع انرژی از مدار، زندگی بیش از ۳.۲ میلیون آواره داخلی و میلیون‌ها شهروند دیگر را تحت شدیدترین فشارهای ممکن برای بقا قرار داده است

 

سایه سنگین اتهام جنایات جنگی؛ فجایع میناب و لامرد

یکی از کلیدی‌ترین دلایلی که افکار عمومی و حقوق‌دانان بین‌المللی را در برابر شعارهای واشنگتن قرار داده، وقوع فجایع انسانی است که از سوی نهادهای مستقل به عنوان مصادیق بارز جنایت جنگی معرفی شده‌اند. گزارش رسمی «هیئت حقیقت‌یاب مستقل بین‌المللی سازمان ملل متحد» به صراحت تأیید کرده است که حمله موشکی ارتش آمریکا به مدرسه ابتدایی «شجره طیبه» در میناب و شلیک موشک‌های خوشه‌ای پیشرفته به یک مجموعه ورزشی و محله‌های مسکونی در لامرد که ده‌ها کشته و معلول برجای گذاشته جنایات جنگی هستند.

 

خفگی اقتصادی و انفجار قیمت دلار

وعده‌های ترامپ درباره «تسلیم قریب‌الوقوع» در شرایطی مطرح می‌شود که استراتژی واشنگتن بر پایه یک محاصره همه‌جانبه بنا شده است. محاصره کامل دریایی در خلیج فارس، مسدود کردن مسیرهای ترانزیت، تحریم‌های بی‌سابقه بانک مرکزی و بستن تمامی راه‌های تنفس اقتصادی، عملاً مبادلات تجاری کشور را به بن‌بست رسانده است. نتیجه مستقیم این خفگی اقتصادی، سقوط آزاد ارزش پول ملی ایران بوده است. در روزهای اخیر، نرخ دلار در بازار آزاد ایران به رقم بی‌سابقه و کمرشکن ۲.۴ میلیون ریال (۲۴۰ هزار تومان) رسیده است. هم‌زمان، نرخ تورم سالانه از مرز ۸۷ درصد عبور کرده و گزارش‌های رسمی حکایت از تورم وحشتناک ۱۲۸ درصدی در بخش مواد غذایی و اقلام خوراکی دارند. این وضعیت، طبقه متوسط را به طور کامل نابود کرده و بخش بزرگی از مردم جامعه را برای تامین حداقل‌های معیشتی و یک وعده غذای ساده، محتاج و درمانده ساخته است. ایران تحت فشار است، اما این فشار نه به تسلیم سیاسی، بلکه به یک فاجعه انسانی تمام‌عیار منجر شده است.

 

ترکش‌های جهانی جنگ؛ و سقوط جمعی

دونالد ترامپ و مشاورانش گمان می‌کردند می‌توانند شعله‌های این جنگ را به جغرافیای ایران محدود کنند. واقعیت‌های اقتصادی سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که ترکش‌های این بحران، قلب اقتصاد جهانی را هدف قرار داده است. انسداد شبه‌کامل و بحران مداوم در تنگه هرمز به عنوان حیاتی‌ترین شریان انرژی جهان، زنجیره تأمین کالا را در سراسر دنیا مختل کرده است. به دلیل ناامنی این آبراه، شرکت‌های کشتیرانی مجبور به انتخاب مسیرهای طولانی‌تر و دور زدن آفریقا شده‌اند که این امر هزینه‌های حمل‌ونقل بین‌المللی را بین ۲۵ تا ۳۰ درصد افزایش داده است. قیمت جهانی نفت با وجود تلاش‌های ترامپ برای گفتاردرمانی و تخلیه ذخایر استراتژیک، ماه‌هاست که بالای مرز ۱۰۰ دلار برای هر بشکه نوسان می‌کند و بار سنگینی را بر دوش کشورهای مصرف‌کننده گذاشته است

 

این فشار اقتصادی بیش از همه بر دوش مردم کشورهایی سنگینی می‌کند که پیوند تنگاتنگی با این جغرافیا دارند:

 

عراق: این کشور شاید بزرگ‌ترین ضربه اقتصادی را متحمل شده است. در حالی که نفت بیش از ۹۰ درصد بودجه فدرال عراق را تامین می‌کند، اختلال در مسیرهای صادراتی خلیج فارس درآمد این کشور را به شدت کاهش داده است. از سوی دیگر، به دلیل تاخیرهای سه‌ماهه در ورود کالا از چین و افزایش هزینه‌های ترانزیت از ترکیه، بازار عراق با کمبود شدید کالا و جهش قیمت‌ها مواجه شده و معیشت مردم عادی را به شدت تحت فشار قرار داده است.

 

کشورهای حاشیه خلیج فارس (عربستان، امارات و قطر): این کشورها که میلیاردها دلار روی پروژه‌های بلندپروازانه مانند «چشم‌انداز ۲۰۳۰» عربستان یا قطب‌های مالی امارات سرمایه‌گذاری کرده بودند، اکنون با خروج گسترده سرمایه‌ها، افزایش سرسام‌آور بیمه نفت‌کش‌ها و تهدید مستقیم خطوط لوله و بنادر خود مواجه‌اند. اقتصاد پویای آن‌ها جای خود را به یک پناهگاه امنیتی پرهزینه داده است.

           

کشورهای آسیب‌پذیر آسیایی و اروپایی: در کشورهای واردکننده انرژی در جنوب آسیا و بخش‌هایی از اروپا، افزایش بهای سوخت موج جدیدی از تورم، بالا رفتن نرخ بهره و کوچک شدن سفره‌های مردم را به همراه داشته است.

 

تخلیه ذخایر راهبردی و فرسایش ماشین جنگی آمریکا

از زاویه‌ای دیگر ادعای دونالد ترامپ مبنی بر یک پیروزی برق‌آسا و قاطع، در تعارض آشکار با گزارش‌های رسمی و محرمانه پنتاگون قرار دارد. به گزارش بی‌بی‌سی انگلیسی گزارش ماه سپتامبر ۲۰۲۶ «دفتر بازرسی کل وزارت دفاع آمریکا» رسماً تأیید می‌کند که واشنگتن در جریان عملیات هشت‌ماهه خود، با کمبودهای راهبردی در موجودی انبارها و گلوگاه‌های شدید در زنجیره تأمین سلاح‌های پیشرفته مواجه شده است. ارتش آمریکا در نبرد فرسایشی با ایران، نزدیک به ۸۰  درصد از زرادخانه موشک‌های پدافند هوایی ارتفاع بالا (تاد)، بیش از ۵۰ درصد از موشک‌های کلیدی پاتریوت و تقریباً تمامی ذخایر موشک‌های دوربرد نقطه‌زن خود (مانند ATACMS) را مصرف کرده است. هزینه‌‌های اعلام شده جنگ به مرز ۴۰میلیارد دلار رسیده است. این فرسایش شدید لجستیکی در کنار آسیب‌دیدگی شدید زیرساخت‌های پایگاه‌های ثابت آمریکا در منطقه، هرگونه تصور از یک «پیروزی زودهنگام» را به یک توهم صرف در محاسبات سیاسی تبدیل کرده است

 

سخن کوتاه: حقیقت در پشت پرده ادعاها

ایستادن در کاخ سفید و دادن وعده پیروزی‌های سریع و نفت ارزان، یک تکنیک انتخاباتی و تبلیغاتی موثر است، اما واقعیت‌های روی زمین با بخشنامه‌های سیاسی تغییر نمی‌کنند. ورود به ماه هشتم جنگ، نرخ دلار ۲.۴ میلیون ریالی، هزاران کشته غیرنظامی و اختلال در رگ‌های حیاتی اقتصاد جهانی، همگی نشان می‌دهند که این جنگ برنده روانی ندارد. ادعاهای مکرر ترامپ مبنی بر اینکه «به‌زودی برنده می‌شویم»، بیش از آنکه یک تحلیل استراتژیک باشد، فرار از پذیرش این واقعیت است که واشنگتن در یک باتلاق فرسایشی جدید گرفتار شده؛ باتلاقی که هزینه آن را مردم بی‌گناه در ایران و مصرف‌کنندگان در سراسر جهان با کوچک شدن سفره‌هایشان می‌پردازند.

 

ارسال نظرات