چشمم را می‌خواهم... با شهرزاد، به دنبال خورشید

و روایتی که پایانش به تو و من نیاز دارد

چشمم را می‌خواهم... با شهرزاد، به دنبال خورشید

داستان فیلم درباره شهرزاد، یک بازیگر تئاتر است که در اقتباسی مدرن از اسطوره اورفئوس و اوریدیس نقش اوریدیس را بازی می‌کند. در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی»، او هدف شلیک نیروهای امنیتی قرار می‌گیرد و یکی از چشم‌هایش را از دست می‌دهد. اما فیلم فقط درباره از دست دادن یک چشم نیست. شهرزاد پس از این اتفاق باید با فروپاشی شخصی و هنری خود، با خیانت، سانسور و دشواری ادامه دادن به هنر در شرایط سرکوب دست‌وپنجه نرم کند.

 

 

نویسنده: خسرو شمیرانی

 

ساختن یک فیلم مستقل، در این روزگار، کمی شبیه این است که تصمیم بگیرید با چند دوست، کمی عشق، مقدار زیادی پشتکار و البته یک اسپانسر دست‌ودل‌باز، کوه را جابه‌جا کنید! اول فکر می‌کنید: «خب، فیلم کوتاه است، چقدر مگر هزینه دارد؟» و بعد، آرام‌آرام متوجه می‌شوید که بله... فیلم کوتاه است، اما لیست هزینه‌هایش بلند؛ خیلی بلندتر از چیزی که اول فکر می‌کردیم!

حالا جمعی از دوستان هنرمند و عوامل حرفه‌ای، با کمترین توقع و بعضا بدون دریافت دستمزد، پروژه فیلم کوتاه «شهرزاد»  را کلید زدند، به نویسندگی، کارگردانی و تهیه‌کنندگی مصطفی عزیزی، روزنامه‌نگار سینمایی و کارگردان ساکن تورنتو.

 

پشت صحنه‌ی «شهرزاد»

 

 

شهرزاد در جستجوی چشمی که دیگر نیست

تا امروز حدود ۱۴ هزار دلار کانادا برای تولید این فیلم هزینه شده و پروژه اکنون به میانه مرحله پس‌ازتولید رسیده. اما برای اینکه این داستان به پایان برسد، هنوز حدود ۶ هزار دلار دیگر لازم است.

و اینجاست که پای ما، دوستان، آشنایان و علاقه‌مندان به سینمای مستقل به میان می‌آید.

 

تماشای بخشی از ویدئو در اینجا!

 

داستان فیلم درباره شهرزاد، یک بازیگر تئاتر است که در اقتباسی مدرن از اسطوره اورفئوس و اوریدیس نقش اوریدیس را بازی می‌کند. در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی»، او هدف شلیک نیروهای امنیتی قرار می‌گیرد و یکی از چشم‌هایش را از دست می‌دهد.

اما فیلم فقط درباره از دست دادن یک چشم نیست. شهرزاد پس از این اتفاق باید با فروپاشی شخصی و هنری خود، با خیانت، سانسور و دشواری ادامه دادن به هنر در شرایط سرکوب دست‌وپنجه نرم کند.

 

پشت صحنه‌ی «شهرزاد»

 

 

روایت هنرمند زیر تیغ سانسور

روایت «شهرزاد» در نهایت فقط داستان یک زن نیست. داستان هزاران انسانی است که در سال‌های اخیر زندگی‌شان برای همیشه تغییر کرده؛ هنرمندانی که با وجود سانسور و فشار، هنوز به خلق کردن ادامه می‌دهند و باور دارند هنر می‌تواند چیزی بیشتر از سرگرمی باشد: می‌تواند حافظه باشد، اعتراض باشد، مرهم باشد و گاهی یک چراغ در تاریکی.

پروژه تاکنون با همکاری جمعی از هنرمندان و عوامل شکل گرفته است؛ از جمله پروانه ولی، امیر زاوش، مهسا موکا، علی پورانصاری، محسن ناظری، باران اعجم‌پور و علی رشیدی‌فر به عنوان مدیر فیلمبرداری.

اما یک فیلم، حتی وقتی دوستانش را دور خودش جمع می‌کند، در مرحله پس‌ازتولید هنوز قبض‌های خودش را دارد!

برای تکمیل تدوین، طراحی و میکس صدا، اصلاح رنگ، موسیقی، استودیو، مسترینگ، ارسال به جشنواره‌ها و هزینه‌های نهایی توزیع، حدود ۶ هزار دلار کانادا دیگر مورد نیاز است.

به همین دلیل، مصطفی یک کمپین جمع‌آوری کمک راه انداخته است.

 

پشت صحنه‌ی «شهرزاد» 

 

اگر به سینمای مستقل باور دارید...

اگر فکر می‌کنید داستان‌هایی که کمتر شنیده شده‌اند باید فرصت دیده شدن پیدا کنند، می‌توانید با هر مبلغی که برایتان ممکن است از این پروژه حمایت کنید. حتی اگر امکان کمک مالی ندارید، به اشتراک گذاشتن کمپین هم خودش یک کمک واقعی است.

قرار نیست با یک کمک کوچک دنیا را نجات بدهیم؛ اما شاید بتوانیم کمک کنیم یک فیلم مستقل، که با عشق و زحمت ساخته شده، به خط پایان برسد.

و چه کسی می‌داند؟ شاید همین چند دلارهای کوچک، در کنار هم، بتوانند چشم شهرزاد را دوباره به خورشید باز کنند.

 

برای حمایت از این اثر مستقل و متفاوت و خواندن جزئیات بیشتر، به لینک کمپین مراجعه کنید.

ارسال نظرات