سهم من از کیک زرد
هوا ترکیبی عجیبی از رعد و برق و باران و باد است. ملغمهای غیرقابل درک برای آخرین روزهای خرداد. زیر س...
آقای جمشیدی گفت که میخواهد عقدش کند و یک زندگی مستقل داشته باشد. خانم جمشیدی میخواست بهزیستی را هرچه زودتر ترک کند؛ از هر روز کنسرو لوبیا و ماهی تُن خوردن خسته شده بود. حالش از حمام کردن در حمام عمومی و دیدن پوست شل و آویزان و پستانهای درشت پیرزنهای بهزیستی به هم میخورد. به پیشنهاد آقای جمشیدی جواب مثبت داد.
هوا ترکیبی عجیبی از رعد و برق و باران و باد است. ملغمهای غیرقابل درک برای آخرین روزهای خرداد. زیر س...
وقتی میگم تقصیر خودشه، قبول نمیکنی. نمیخواد باور کنه که دیگه پیر شده. اصلا چطور تنها اونجا زندگی ...
فرهنگی که ما در آن بزرگ شده ایم، عشق و وابستگی، گذشت و فداکاری و بخشش را به عنوان صفات مثبت به ما مع...
سه عنوان پرفروش بازار کتاب کانادا در ماه می ۲۰۱۸ در ادامه معرفی میشود که گردآوری و ترجمه آن برعهده...
بچه پای پدر را میچسبد. از مرد خواهش میکنم بنشیند. نگاهم نمیکند. بعد از مکثی طولانی میگوید: میگه...
مسابقه National تورنتو هفته اول ژوئن برگزار میشود. شما هم میتوانید آن را دنبال کنید. به هر حال ما ...
کتاب «این مردم نازنین» درواقع مجموعه خاطرات جالب و شنیدنی برخورد و تعامل رضا کیانیان بازیگر سینما با...
یکی از پرفروشترین کتابهای رمان ترکیه که بیش از 500 بار در چند سال اخیر تجدید چاپ شده کتاب «ملت عشق...
از آخرین باری که رفتم برای تهیه گزارش از یک نشست مطبوعاتیِ مربوط به تئاتر یا سینمای ایران، مدت زیادی...