پرونده هفتــــــــه

مکیک پنج‌ ساله شد: گامی ‌برای تحقق یک رؤیای 35 ساله
- بهرخ منتظمی‌ و کاوه وفاداری، بنیان‌گذاران مکیک هستند، گرچه از همان ابتدا نیلوفر صدر، الگا پودلکو، صنم سلیمانی و همچنین علی پاک‌نژاد برای راه‌اندازی و تداوم کار آن زحمت کشیده‌اند - ما هرگز از هیچ بودجه عمومی، چه دولتی و چه غیردولتی استفاده نکردیم. ما خودمان تصمیم گرفتیم که بودجه را تأمین کنیم و امیدوار هستیم که به بازدهی... ادامه مطلب ...

 

 

به مردی که آموزگار به ‌دنیا آمد

در نیمه دوم قرن نوزده، فرقه‌ای در آمریکا شکل گرفت که Theosophical Society نام داشت. رهبری این فرقه مأموریت خود را یافتن «آموزگار نهایی» یا «معلم جهان» تعریف‌ کرده بود. در سالهای منتهی به قرن بیستم این فرقه دفتر خود را به یکی از ایالت‌های هند، که تحت سلطه انگلستان بود منتقل کرد و منطقه‌ی بزرگی شامل چندین کیلومتر مربع، ستاد مرکزی آن شد. یکی از رهبران این فرقه، روزی نوجوانی ضعیف‌الجثه را در حیاط ستاد مرکزی دید و بعد از تبادل چند جمله با کودک، رو به همراهش گفت که این همان «معلم» است.

نوجوان 14 ساله بود، به تازگی مادر خود را از دست داده، و با پدر و برادر مسلولش زندگی فقیرانه‌ای را سپری می‌‌کرد. با حکم دادگاهِ دولتِ استعماری، این فرقه قیمومیت وی را از پدر ستاند. او را به ایالات متحده منتقل‌کرد و تحت عالی‌ترین آموزش‌ها قرار داد. به نام وی یک «لژ» تاسیس شد که «لژ ستاره‌ی خاور» نام داشت. «لژ» کذایی که به فرقه‌‌یTheosophical Society تکیه داشت به سبب دریافت حمایت‌های مالی گسترده از سوی طرفداران‌اش، به سرعت ثروتمند شد، و این همه تحت فرمان آن نوجوان قرار گرفت.

نوجوان رشد کرد، آموزش دید و در رشته‌‌های علمی زمان خود سرآمد شد. و بعد رخدادی مهم او را دگرگون ساخت. روزی در یکی از سخنرانی‌هایش در هلند که هزاران نفر در‌آن شرکت کرده‌ بودند، «لژ» را تعطیل کرد، اعانه‌های رسیده «لژ» را به اعانه‌دهندگان بازگرداند و اعلام‌ کرد: راه رسیدن به حقیقت راهی فردی ا‌ست و از هیچ دین و تشکیلاتی عبور نمی‌کند.

او تا پایان عمر از طریق دریافت حق ‌تألیفِ آثارش امرار معاش کرد و در سال 1986 از دنیا رفت.

بسیاری از ما جیدو کریشنامورتی را می‌شناسیم. برخی نوشته یا اثری از او خوانده‌‌ایم و برخی دیگر شاید درباره‌ی زندگی این فرد هم خوانده‌باشیم و بدانیم که از او به عنوان یکی از فیلسوفان و عرفای قرن بیستم نام برده ‌می‌شود. کریشنا مورتی معتقد بود والاترین هدف هر انسان این است که معلم باشد. معلمِ طریقِ حقیقت!

شنبه، چهارم فوریه، گروهی از دوستان هشتادمین سالروز تولد یک آموزگار را در مونترال جشن گرفتند؛ مردی که گرمای نگاهش آرامش‌بخش، شادا‌بی کلامش شور‌‌آفرین و جوانی وجودش، انرژی‌بخش است. از علی اشرف شادپور سخن می‌‌گویم که گویی جهان را بخشیده و «معلم» شده است.

از او بسیار آموخته‌ام و در هشتادمین سالگرد تولدش برای خود آرزو می‌کنم که سایه‌ی آموزش‌های انسانی او را همواره بر سر داشته باشم.

آقای شادپور عزیز! از طرف خود و همکاران هفتــــه سالروز تولد‌تان را تبریک می‌گویم. شاد باش و دیر زی!

آخرین شماره مجله

برای دیدن فایل پی دی اف لطفا بروی تصویر بالا کلیک کنید


اینترنت آزاد، هدیه‌ای برای دوستان‌ در ایران


با VPN هفته سانسور اینترنت در ایران را بی‌اثر کنید

در اینجا کلیک کنید